بیژن دفتری بشلی که بود ؟

بیژن دفتری بشلی  که بود ؟

امروز یکی از بنیان گذاران امداد و نجات در ایران از میان ما رخت بر بست و به دیار باقی کوچ نمود لازم دانستم تا با معرفی این بزرگ مرد ادای دینی کرده باشم به پیشکسوتان عرصه امداد و نجات که جان خود را قربانی سلامت هموطنان خود نموده اند

 اما بیژن دفتری بشلی  که بود ؟

بیژن دفتری بشلی؛ زادهٔ ۱ فروردین ۱۳۲۷ در روستای «بشل» از توابع سوادکوه مازندران، در خانواده‌ای کشاورز متولد شد. دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان قائم‌شهر گذراند. پس از اخذ دیپلم وارد کادر نظامی ژاندارمری کل کشور شد. ولی در همان عنفوان جوانی به بیماری صعب‌العلاج سارکوم روده کوچک مبتلا شد و چون امیدی به بهبودی نداشت، از ادامه خدمت در ژاندارمری انصراف داد. و پس از انجام عمل جراحی و بهبود نسبی،‌ علاقه‌مند شد تا باقی‌مانده حیات خود را صرف خدمات انسان‌دوستانه کند.

از بیژن دفتری بشلی به عنوان پدر امداد و نجات ایران یاد می شود او پیشکسوت صلیب سرخ جهانی، بنیانگذار طرح شبکه امداد و نجات جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، مدیر دانشگاه علمی کاربردی سوانح طبیعی کشور، محقق و اولین مدرس مدیریت بحران و سوانح کشور و عضو هیأت علمی بسیاری از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی ایران بود.

او مدت دو دوره جمعا شانزده سال به عنوان رییس سازمان امداد و نجات ایران فعالیت نموده و همچنین مدیریت بیمارستان شهرستان قائمشهر (شاهی)، معاونت امداد استان مازندران، مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان مازندران، معاونت خدمات امدادی هلال احمر کل کشور، قائم مقام معاونت اداری و مالی هلال احمر ایران، اولین مدیر عامل هلال احمر استان تهران ورییس شورای سیاست گذاری پایگاه اینترنتی مطالعات مدیریت بحران را در سوابق مدیریتی و امدادی خود داشت که به دلیل برخورداری از تجربه حضور، مدیریت و امدادگری در اکثر زلزله‌ها، سیل‌ها و حوادث طبیعی در طول سه دهه گذشته ایران و جهان و سرشناسی در جوامع بین المللی صلیب سرخ، همکاران و شاگردانش از او به عنوان «چهره ماندگار و پدر امداد و نجات هلال احمر ایران» نام می‌برند. کتابی تحت عنوان زندگی‌نامهٔ بیژن دفتری در سوانح توسط معاونت پژوهشی مؤسسه علمی کاربردی هلال احمر ایران در مورد وی به عنوان یک الگوی مدیریت بحران منتشر شده است.

  از اخرین مصاحبه های انجام شده با جناب بیژن دفتری مصاحبه ای است به مناسبت بیست و یکمین سالگرد زلزله رودبار که در ادامه خدمت شما ارائه می گردد

گفتگو با بیژن دفتری به مناسبت بیست ویکمین سالگرد زلزله رودبار ، منجیل استان گیلان ، درباره امدادرسانی در حوادث و فضای امداد ونجات ایران ، تجهیزات موجود و بسیاری مطالب دیگر ؛ ازجمله موضوعات مطرح شده بود که  در فضای امروز امداد ونجات ایران که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران در آن گسست میان فعالیت های امداد ونجات اتفاق افتاده ، می تواند بسیار جالب و جذاب باشد . جذابیت چنین مصاحبه ای نیز به صراحت لهجه پیشکسوت امدادی کشور باز می گردد .

با او در دفتر کارش در مرکز علمی کاربردی پژوهشکده سوانح طبیعی ملاقات کردم در حالی که گذر ایام بر چهره و قامت او آثار خود را به نمایش گذارده بود اما نگاه و صدای بلند و پر صلابت او همان بود که بود

 استاد ضمن قدر دانی از قبول مصاحبه با این پایگاه خواهشمندم نحوه ورود خود به فعالیت های عرصه سوانح و زلزله رودبار و منجیل را توضیح دهید .

 زلزله جانگداز گیلان و زنجان که از آن به عنوان زلزله رودبار و منجیل یاد می کنند در تاریخ ۳۱/۳/۶۹  وساعت حدود ۳۰ دقیقه بامداد اتفاق افتاد ( بازی برزیل و اسکاتلند در جام جهانی ۹۰ ) که بیشترین  خسارات به دو استان گیلان و زنجان وارد شده بود که آن زمان قزوین نیز از توابع استان زنجان به شمار می آمد . در استان مازندران و اردبیل نیز خسارت کمتری بوجود آمد .

   در زمان وقوع زلزله شما چه مسئولیتی داشته ودر کجا مشغول بودید و چه اقداماتی صورت گرفت ؟

 بعنوان معاون امداد ونجات و قائم مقام هلال احمر استان مازندران  مشغول خدمت  که در شب حادثه تازه از ماموریت تهران به منزل خود (قائم شهر ) رسیده بودم که از فرط خستگی ، سریع خوابم برد که از تکان های ساختمان از خواب بیدار شدم و یادم هست که خانمم بلند شد و دو تا بچه را گرفت که به طرف طبقه پایین برود که او را نگه داشتم و گفتم فرار از طبقه دوم مشکلاتی خواهد داشت که خوشبختانه اتفاقی نیفتاد . به محض توقف تکان ها به سراغ تلفن رفتم و با کشیک امداد ساری تماس گرفتم ، فکر می کردم زلزله در مازندران است و بعنوان معاون امداد ونجات استان وظیفه داشتم حوزه ماموریتی خود را بررسی نمایم ، سال ها عادت کرده بودم که منتظر خبر دیگران نمانم  و اگر چیزی را خودمان حس کردیم پیگیری نماییم و به همین دلیل به کشیک ساری تماس گرفتم البته در آن زمان فقط مراکز استان ها کشیک داشت که بعدها با ورودم به سازمان امداد و نجات (بعنوان معاون امداد کل و رئیس سازمان امداد ونجات) کشیک ها را در شهرهای حادثه خیز و تعدادی مناطق راه اندازی کردیم .

کشیک ساری از زمین لرزه گزارش نداشت که علاوه بر دادن ماموریت به کشیک جهت بررسی وضعیت مناطق ، به تک تک مدیران   هلال احمر در شهرستان ها شخصا تماس گرفتم ( مدیران ناحیه غرب مازندران با تکان های زمین آمادگی نسبی پیدا کرده بودند ) و به همه ماموریت دادم که وضعیت روستاهای حوزه ماموریتی خود را بررسی نموده و آماده باشند . تلفن من به مدیران هم اطلاع گیری و هم هشدار بود که مطمئن شدیم که زلزله در مازندران و گلستان (از توابع مازندران در آن زمان بود ) خسارتی نداشته است .

    نحوه ورود شما به عرصه عملیاتی زلزله رودبار و منجیل و امکانات موجود و گستردگی حادثه به چه صورت بود ؟

 در همان موقع آقای شوشتری زاده که بعنوان مشاور رئیس جمعیت (مرحوم دکتر وحید دستجردی ) بود از تهران تماس گرفته و فرمودند که دکتر وحید دستور داده اند با هر تعداد عوامل و امکانات به گیلان حرکت کنید که البته آنها نیز خبر دقیقی از محل و مقدار خسارت نداشتند و قرار شد به محض رسیدن خبر ، به ما نیز اطلاع دهند . که همان موقع به آن جمعیت هایی که آماده باش داده بودم به همراه یک سری امکانات از ساری به قائم شهر آمدند ، البته از امکانات و عوامل شرق مازندران استفاده نکردیم ، تیم هایی از قائم شهر، بابل ، رامسر و دیگر شهرها و تعداد ۹-۸ دستگاه آمبولانس و وسائل اولیه امدادی آماده شده بود که به سمت گیلان حرکت کردیم .

در نزدیک لاهیجان به ما اعلام کردند که مرکز ژئوفیزیک ، مرکز زلزله را دیلمان ( جنوب گیلان محدوده رودبار و منجیل ) اعلام کرده که از همانجا ۳-۲ نفری را بعنوان تیم حرفه ای با آمبولانس بعنوان پیشرو در کسب خبر وارزیابی به دیلمان اعزام کردیم  . خودم با بقیه عوامل به سمت رشت حرکت کردیم . به محض رسیدن به رشت به هلال احمر رفتم که خبری در آنجا نبود و مدیر عامل استان نیز به استانداری جهت شرکت در جلسه رفته بود که ما هم به استانداری عزیمت کردیم  .

مدیران گیلان در استانداری جمع شده بودند و فقط به بررسی وضعیت اطراف خود مشغول بودند . در نگاه اجمالی تعدادی از ساختمان های بساز بفروش ( غیر اصولی ) و قدیمی در رشت تخریب شده بود .

 آقای شوشتری زاده حدود ساعت ۶-۷صبح از تهران تماس گرفت و اعلام نمود که زلزله در منطقه رودبار رخ داده است ، اما مطمئن نبودند . تیمی هم که به دیلمان اعزام شده بود با بی سیم اطلاع دادند که شرایط در دیلمان عادی است و فقط چند ترک سطحی مشاهده می شود  . ا ز رشت به سمت رودبار ومنجیل حرکت کردیم . سه راهی رستم آباد ( چندکیلومتری رودبار) خرابی ها مشخص بود و همان موقع کوه ریزش کرده بود که به دلیل ریزش کوه معطل شدیم تا این که بازگشایی راه صورت گرفت  .

     جهت امدادرسانی به موقع و کاهش خسارات چه راهکارهای نیاز است ؟

  بحث اطلاع گیری و اطلاع رسانی بموقع در ایجاد اقدامات اولیه و وقت طلایی آن قدر تاثیر گذار می باشد که جامعه نداند و متوجه نشود که حادثه در کجاست .

در سوانح گفته می شود ۲۴کار  باید انجام شود ، کدام اقدام اول باشد ؟ کدام اقدام دوم ؟ این را شرایط زمان و مکان حادثه تعیین می کند که کدام اصل را باید اول رعایت کرد

    نحوه امداد رسانی در رودبار به چه صورت بود ؟                                                                                                            

 نزدیک ظهر بود که به رودبار رسیدیم و همان جا زمین فوتبالی را برای فرود بالگرد آماده کردیم ، آمبولانس ها را نیز جهت جستجو وانتقال مصدومین به اطراف فرستادیم که  اکثرکارها توسط مردم انجام می شد .

      شما چقدر اعتقاد به کمک مردم در حوادث دارید ؟

 در زلزله و سونامی ژاپن  ۷۰% کارها توسط مردم انجام  شد ( سیستم هشدار چند دقیقه قبل از سونامی هشدار داد) و این مردم بودند که  کمک کردند و این دلیل ناتوانی سیستم امداد نیست ، خصلت کار در این است که در ساعات اولیه حوادث ، این مردم هستند که کمک می کنند  . به همین دلیل ترویج فرهنگ ایمنی و خود امدادی اصل اول در پاسخگویی به سوانح می باشد تا آمادگی سیستم حکومتی و دولتی صورت گیرد ؛ در ژاپن هم با آن همه تجهیزات و ربات و .. که دارند لحظه اول هیچ کار نمی توانستند انجام دهند و این مردم هستند که مطرح می باشند و سوانح ما هم همین طور است . مردم در بحث امداد ونجات اگر آگاه باشند کمک کار هستند اما اگر آگاهی نداشته باشند مشکل ساز نیز می شود . اما نمی توان به مردم هم گفت شما هیچ اقدامی نکنید اما می توان فرهنگ ایمنی و امدادی را ترویج کرد .

کنفرانس جهانی کوبه در سال ۲۰۰۵ که در ژاپن برگزار گردید  پول خرج کردن در راه ترویج فرهنگ ایمنی را هزینه نمی دانست  بلکه سرمایه گذاری است . و حال ما باید ببینیم و بررسی کنیم که در این زمینه چه اقداماتی را انجام داده ایم؟

در کنار ایجاد تجهیزات و سیستم و.. بحث آگاهی مردم و توجه مردم  ضمن این که بحث آگاهی مردم فقط در حوادث نیست بلکه در فعالیت های عادی مختلف  وجود دارد که مردم به هم کمک می کنند مثل برطرف کردن انسداد راه هوایی در مصدومی که توسط جسم خارجی دچار خفگی شده است که می بینیم جسمی در گلوی فردی گیر می کند و حتی به روش سنتی در خروج جسم از مجرای راه هوای کسی کاری به دلیل عدم دانش انجام نمی دهد . این در حالی است که اگر اصول اولیه امداد را بدانیم از بسیاری از مشکلات و آسیب های بعدی جلوگیری می کنیم .

    نحوه انتصاب شما به عنوان فرمانده عملیات به چه صورت بود و چه اقداماتی صورت گردید ؟

  چون اولین گروهی بودیم که رسیدیم ، فرماندهی عملیات را تلویحا به عهده گرفتم ، مصدومین زیاد بودند و تریاژفقط در حد جدا کردن افراد زنده از فوتی بود؛ بدون انجام کمک های اولیه توسط بالگرد به بیمارستان های رشت انتقال داده می شدند . در آنجا کار هوانیروز و نیروی هوایی بسیار چشمگیر بود و ساعات اولیه فقط توانستیم افراد زنده را از فوتی جدا نمائیم .

از بعد از ظهر همان روز که به تدریج نیروهای بسیج ، هلال احمر و ارگان های دیگر رسیدند که با منطقه بندی ، هر منطقه جهت جستجو ونجات به یک استان سپرده شد  .

   نحوه سازه ساختمان ها در امدادرسانی چه تاثیری داشته است ؟

  در جاهایی که روستا ها در مناطق جنگلی بود و سازه چوبی استفاده شده بود انتقال مجروحین زودتر صورت گرفت . ساختمان های که با مصالح نوین مانند سیمان ، آجرو …  ساخته شده بودند چون دانش فنی در آن رعایت نشده بود خراب شده بودند . در زلزله جنوب خراسان سال ۱۳۷۶ بتن ساختمان ها که  با مصالح نوین بازسازی شده بودند به دلیل عدم رعایت دانش فنی خرد شده بود که امداد رسانی را مشکل می کرد .  جنازه های مردم را در ساختمان های گلی راحت تر در می آوردیم تا ساختمان های جدید از جمله در مدرسه ای به دلیل سقف بتنی ۱۵۰ متری پایین آمده بود ۱۵۰ دانش آموز له شده بودند که تا چند روز بتن قابل تفکیک نبود تا جنازه ها را خارج نمائیم .

یا در حادثه بم گفته می شد که چرا چادرها کم است اما کسی نمی گفت چرا ساختمان های که مجوز فنی داشتند خراب شده اند و کسی پیگیری نمی کرد ؛ در سال های اخیر اقداماتی شده که  مدیریت بحران سنتی  در مرحله گذر به سمت مدیریت نوین است اما باید تصحیح کنیم در طی سال ها تجربه بهترین قانون تصویب و آیین نامه سازمان مدیریت بحران نوشته شده است ولی تاکنون زمینه اجرایی آن فراهم نشده است .

   با توجه به گستردگی فضای حادثه زلزله ، نحوه سرکشی و بازدید به چه صورت بوده است ؟

 منطقه وسیع بود طوری که به دلیل صعب العبور بودن با یک لندکروز یک ماه طول می کشید تا منطقه را یک فرد بازدید کند و اگر    می خواستی به مرکز روستا بروی یک روز طول می کشید . ما آن زمان با نقص هایی که داشتیم ، در واقع دست خالی بودیم.

 بعد از  ۸ سال دفاع مقدس اعتبارات و بودجه کم شده بود . بطوری که در آن موقع آقای فیضی که قائم مقام سازمان امداد و نجات بود درخواست ۱۰ دستگاه خودرو وانت جهت  توزیع کالای امدادی و ضروری آسیب دیدگان را داشتیم که این تعداد خودرو در سازمان موجود نبود تا برایمان بفرستند ، حالا می بینید که امکانات و تجهیزات مختلف انبار شده است .

 

دیدگاه شما نسبت به تمرکز زدایی امکانات امدادی د ر سطح کشور چیست ؟

 این که برخی دوستان پراکندگی امکانات و انبارها را در حدی نمی گیرند و همه را یک جا جمع می کنند اشتباه است . در کشور حادثه خیز مثل ایران جمع کردن و متمرکز کردن انبارها امکان پذیر نیست و متمرکز کردن انبارها پاسخگو نبوده و اشتباه محض است این موضوع را تجربه طوفان کاترینا نشان داد . ما می گفتیم این قدر انبار داریم آمریکائی ها می خندیدند که این همه انبار را می خواهید برای چه ؟ و با بستن قرار داد با شرکتی این مشکل حل می شود و طرف قرار داد آنها شرکت والمارد بود . در آمریکا حوادث موردی پیش می آمد و حادثه بزرگ مثل کاترینا آن ها را فلج کرده بود و شرکت والمارد (بزرگترین و معتبرترین شرکت تولید وتوزیع مواد غذایی ) در رساندن کمک مانده بود که بعد ازآن تصمیم گرفتند انبار منطقه ای درست کنند . انبار داری سخت است و نگه داری آن مشکل و برای حل آن باید زحمت کشید و نباید صورت مساله را پاک کرد چون قرار داد با یک شرکت ، درشب و نیمه شب جواب نمی دهد.

 در زلزله رودبار مردم حماسه آفریدند مثلا راننده کامیون می آمد سازمان امداد و می گفت بار مجانی رودبار می برم اما از رودبار تا مناطق کوهستانی نمی رفتند آن موقع هیئت اجرایی جمعیت می گفت چرا هزینه حمل و نقل می دهید و ما چون تجربه رودبار منجیل داشتیم به دوستان گفتیم که باید خصوصی سازی و مقرون به صرفه بودن را در جمعیت کنار گذاشت و این باعث شد که این طرح متوقف شود . در آن موقع فهمیدیم سیمای جمعیت شناسی و طبیعت را برای امدادگران و پرسنل باید بگذاریم و باید انواع دانش را در مدیریت سوانح دخیل کنیم .

    دیدگاه شما نسبت به امکانات موجود و امکانات حادثه چیست ؟

 آن زمان وقتی وارد منطقه شده بودیم چیزی از منطقه نمی دانستیم وبه دنبال رئیس آن وقت آقای بیگی بودیم که ایشان هم با وجود صدمات وارده در بیمارستان بودند اما آمدند و کمک کردند و راه ها و .. را نشان دادند . اما الان کارهای خوبی مثل نقشه و GIS  انجام شده است . اقدامات زیادی از سنتی به نوین انجام شده است اما کارهای زیادی بویژه در زمینه نیروی انسانی باید انجام دهیم و تاکید کردند ترویج ایمنی و فرهنگ خود امدادی از ضروریات و حتی از فراهم کردن تجهیزات امدادی مهمتر است . وتاکید مقام معظم رهبری به ترویج فرهنگ ایمنی و آموزش مردم و پیشگیری  می باشد .

 

  دیدگاه شما نسبت به چرخه مدیریت بحران چه می باشد ؟

 پیش بینی ، پیش آگاهی ، پیشگیری ، کاهش ، آمادگی ، مقابله ، بازسازی و باز توانی از هم منفک نیستند و بهم پیوسته اند . آمریکائی ها می گفتند ما پیشگیری کرده ایم و دور لوئیزیانا دیوار بتنی زده ایم و در چند منطقه جهت تخلیه چاه پمپ آب بزرگ گذاشته بودند  اما طوفان طوری بود که دیوار و پمپ ها را خراب کرد و دچار گرفتاری شدند . ما در ارزشیابی جهانی در مقابله با سوانح رتبه داریم و نباید تعجب کرد و این به دلیل عزم ملی است . شعار پیشگیری بهتر از درمان است نباید ما را غافل کند و باید به این تعادل برسیم همانگونه که کشور ژاپن رسیده است .

بحث دیگر که مطرح است در کشور ما با تغییر مدیریت روشها نیز تغییر می کند ، این در حالی است که سیستم هایی که در کشورهای دیگر دارند به ترتیب که افراد و احزاب می آیند کم اتفاق می افتد و کم پیش می آید برنامه ای که از قبل کار شده است را باطل کنند و روش نو بیاورند . ضمن که من بازنشسته شدم ، دوستانی که آمدند و آشنا به مسائل نبودند می گفتند هلال احمر به بحث کوهستان چه کار دارد و جمع کنند اما همان جا مطرح کردم مرکز تمرین امدادگران در کوهستان است و یا آخر هفته ۴۰۰ هزار نفر به کوه می روند که هر فرد ممکن است با خطراتی همراه باشد یا می گفتند به آموزش جاده چه نیاز داریم ، واین درحالی است که برنامه ها را ادامه نمی دهند و در جهت رفع نواقص نیستند .

ما باید از تجربه ، دانش و تخصص سایر کشورها استفاده کنیم و پشتوانه کار علمی و پژوهشی از ضروریات است .

   نظر شما درباره ضرورت آموزش همگانی چه می باشد ؟

 ما بحث آموزش همگانی را در یک دهه قبل در هلال احمر داشتیم که انجام می شد ، آیا الان این طرح انجام می شود یا نه ؟ من خبر ندارم . می گفتیم که باید آنقدر داوطلب  دوره دیده داشته باشیم اما الان آیا این کار شده است ؟ در بحث آموزش همگانی طرح تربیت معلم روستایی برای امداد روستایی در سال ۷۴ با ۲۰۰۰ نفر از نمایندگان معلمین سراسر کشور داشتیم که در زنجان برای بازآموزی جمع کردیم اما الان در روستاها چه می کنیم بر روستای که بعنوان مرکز ثقل و نقطه آسیب پذیر است و حادثه زیاد است که  مردم اولین کسانی هستند که در حوادث حضور بموقع دارند .

     نظر شما دراجرای کارهای علمی و ساختاری چیست ؟

 در ساختار نویسی سازمانی فردی از بیرون می آید و هزینه می کنیم تا ساختار را بنویسد ! چهار نفر برنامه ریز دانشگاهی می خواهد اما بقیه باید افراد مطلع باشند . به هر حال قانونی که نوشته شده بعد در مجلس کمی تغییر می کند و در نهاد ریاست جمهوری عده ای افراد با تجربه جمع شدند و آیین نامه اجرائی را نوشتند و در دولت اصلاح شد اما نزدیک به دو سال است زمینه اجرایی این قانون فراهم نشده است مثلا  گفتیم تهیه نقشه خطر پذیری استان ها در عرض ۵ سال تهیه شود اما در حالی که ۳ سال گذشته است !  باید ببینیم در این زمینه چه کارهایی شده است ؟ کار های متفرقه ای در استان ها انجام می شود و هیچ الگویی ندارد و هرکس برای خودش می نویسد و کجا باید سامان پیدا کند ؟ یکی از دوستان می گفت در پاسخگویی اصلا مشکل نداریم .

آن زمان مانوری در رباط کریم  انجام دادیم به آقای فیضی ( قائم مقام سازمان امداد ونجات هلال احمر) گفتم با انجام این مانور خیانت کردیم و آقای فیضی جا خورد ! گفتم مسئولین استانداری و فرمانداری آمدند و لذت بردند و این تمام امکانات ما برای یک کوچه ربا ط کریم است ! و سریع پشت تریبون قرار گرفتم و گفتم با تمام صداقت بگویم کل امکانات استان تهران و سازمان امداد ونجات را برای مانور اینجا آورده ایم و دست خالی هستیم و باید به فکر پشتیبانی باشیم ؛ به صراحت گفتم : کار کوچک را درست انجام می دهیم و ارزش دارد اما این نمایش نشان می دهد که خود کفائیم و چیزی نیاز نداریم و دیگران را غافل می کنیم و زیبائی کار را می گوئیم در حالی که  نقص هایی هم داریم اما می توانیم بهترین باشیم . اولین کسانی  که در حوادث دخیل می شوند مردم هستند که کمک می کنند و باید آموزش و روحیه تعاون وهمکاری را سامان دهیم .

۱۴ آذر، ۱۳۹۲ |