سناریو مانور زلزله را از نو بنویسم

سناریو مانور زلزله را از نو بنویسم

من قبل از انکه یک مدرس مدیریت بحران باشم یک پدرم ، پدر دو دانش آموز که در این ابر شهر تهران به مدارسی می روند که نا ایمن هستند و چند روز دیگر قرار است در همین مدرسه های نا ایمن، مانور زلزله را برگزارکنند . این روزها که به روز مانور زلزله مدارس نزدیک می شویم شاید شما هم برایتان چنین سئوالاتی پیش امده باشد

ما به کودکانمان برای زمان وقوع زلزله چه می آموزیم ؟

این آموزشها تا به چه اندازه قادر است که از جان آنها در زمان حادثه محافظت کند ؟

آیا این آموزشهای ما بر اساس کیفیت ساختمانهای مدارس ما است ؟

آیا ساختمان مدارس کنونی در سطح کشور ما توانایی تحمل زلزله را دارد ؟

ایا مدارس ما دارای استانداردهای لازم برای وقوع حوادث هست ؟

سالهاست که در آذر ماه، مانور زلزله برگزار می کنیم ، مانوری که بجز برگزار کننده های دولتی آن ؛ کمتر کسی آن را جدی می گیرد . مانوری که باید توانمندی و امادگی کودکان را برای روز مبادا بالا ببرد این روزها برای اغلب مدارس کشور به کالای لوکسی مبدل شده است که نه تنها بار سنگین هزینه نمایشی برگزاریش را، شانه های ضعیف مدارس روستایی تاب نمی اورد، که مدارس ابرشهرهای ما هم، با چند دقیقه به زیر میز رفتن و خروج از کلاسها، آن را سر هم بندی می کنند .

در این میان بدنبال مقصر گشتن شاید اولین و راحترین کار باشد اما بهترین آنها نیست، شاید کنکاش در چرایی بوجود امدن این مشکل، به مراتب بهتر جواب بدهد .

یافتن پاسخ این سئوال که چرا مانورهای زلزله ما، بعد از گذشتن اینهمه سال اکنون به یک کالای لوکس بدل شده است ؟ مانوری که در اغلب مدارس کشور، تنها از سر اجبار و تکلیف و آنهم برای چند دقیقه در سال باید اچرا شود.

یکی از پاسخ های این سئوال را می توان درعدم اعتقاد به کارایی چنین مانورهایی در میان مخاطبان آن دانست . از مجریان، تا مخاطبان این مانورها، به نمایشی بودن آنها بیش از اموزشی بودنش اعتقاد دارند و این امر شاید ریشه در خاطرات و تجربیات ما از زلزله های روی داده در طی ده سال اخیر دارد . وقتی شما از دانش اموزان می خواهید که در زمان مانور در زیر میزهای تحریر خود پناه بگیرند بی گمان معتقد هستید که انچه قرار است بر سر آنها فروبریزد، نه آوار سقف های سنگین، که تنها چند لامپ مهتابی و احیانا کمد مهار نشده به دیوار کلاس است .

قطعا شما به عنوان نویسنده سناریو نویس مانور زلزله، انتظار پا برجا بودن ساختمان مدرسه را دارید، که دانش اموز را به زیر میز ها می فرستید، تا از آوارهای غیر سازه ای در امان باشد که همه ما می دانیم که هیچ میزتحریری، توان ایستادگی در برابر آوار ساختمان فرو ریخته را ندارد .

در این میان شاید بتوان گفت که اشتباه بزرگ ما در خصوص برگزاری مانور زلزله باز می گردد به اینکه ما مانور زلزله را تنها به کودکان محدود کردیم و از نقش سازه ای ساختمان مدارسمان غافل مانده ایم . شاید بهتر بود برای طراحی مانور زلزله، در گام نخست به تحلیل سازه ای ساختمان مدرسه می پرداختیم تا ببینیم آیا این مدرسه در زمان حادثه امکان مقاومت در برای زلزله را دارد؟ بعد به اینکه چگونه کودکانمان باید در این ساختمان این پناه بگیرند می پرداختیم .

متاسفانه این روزها مانورهای زلزله سمت و سوی دیگری یافته است . نگاهی به تصاویر مانورهای برگزار شده شما را با تئاتری خیابانی با سناریویی از جانفشانی کودکان در نجات جان همدیگر و حتی معلمین خود روبرو می سازد دانش اموزانی که مجروحان را بر روی برانکارد حمل می کنند و نجاتگرانی که از ساختمانهای چند طبقه عملیات راپل انجام می دهند و ماشینهای اتش نشانی که زیر سه دقیقه وارد مدرسه می گردند تا اتش را مهار کنند .

پس از ده سال حضور در تمامی زلزله های روی داده در ایران و ثبت روند مدیریت بحران تک تک انها به شما قاطعانه می گویم در هیچ زلزله ای در ایران هرگزشاهد چنین وقایعی نبوده ام، از زلزله بم که تمامی ماشینهای آتش نشانی در لحظات نخست در زیر اوار ساختمان ایستگاهش مدفون گشت تا زلزله ورزقان که پس از ده ها روز تازه در روستاهای دور از دسترش چادر توزیع شد .

ایکاش نویسندگان سناریوهای مانورهای زلزله یکبار هم که شده سری به مناطق زلزله زده می زدند تا ببینند که اغلب مدارس فرسوده روستاها که عمرشان از خیلی از مدارس همین تهران کمتر بود چگونه فرو ریخته است و آنگاه برای مدرسه ای  که بیش از ۴۰ سال از عمرش می گذرد سناریوی مانور بنویسند .

این روزها که بحث مانور زلزله، موضوع روز است شاید لازم است با کمی تامل به تابلوهای مدارس محله خود نگاه کنیم . اگر همچون من پیگیر شوید شاید غرق تعجب شوید که در پیرامون خانه شما چند مدرسه قدیمی فاقد اسکلت فلزی و بتنی وجود دارد، از همان مدارس آجری با دیوارهای قطور باربرو سقفهای سنگین، که عمرشان بیش از چهل سال است همان مدارسی که فاقد سازه ایمن است و در کلاس های درس آوار شناسی مدرسانی همچون من از انها به عنوان قاتلان بی رحم نام می برند . در محله ضرابخانه پاسداران که محله اسکان بنده است چهار مدرسه قدیمی فاقد اسکلت فلزی و بتنی وجود دارد که بیش از ۱۸۰۰ دانش اموز در انها مشغول به تحصیل هستند به این مدارس مدارس غیر انتفاعی که در خانه های کهن سال مستقر هستند را اگر اضافه کنیم ارقام ترسناکی را در پیش رو خواهیم داشت .

در این میان من به عنوان یک پدر ، وقتی نمیتوانم تا شعاع سه کیلومتری خانه ام ،  یک مدرسه ایمن، حتی غیر انتفاعی برای کودک پنج ساله ام پیدا کنم که او را با خیال راحت به پیش دبستانی بفرستم یا پسر محصلم را به دبیرستانی امن بفرستم متهم به اهمال و سهل انگاری نیستم ؛ در حقیقت  انتخاب دیگری ندارم چون انتخاب مدرسه ها به ما تحمیل می شود.

شاید باید آرزو کنیم که امسال، مدیران بحرانمان، مانور زلزله مدارس را با دیدی کلان تر و با در نظر گرفتن ایمنی مدارسمان مورد توجه قرار دهند و سناریوهای مانور زلزله مدارسمان، بر اساس پیش بینی رفتار سازه های مدارس طراحی گردند .

در این صورت تنها مدارسی مجاز به برگزاری مانور خواهند بود که استحکام بنای کافی داشته باشند . برای سناریوهای مانور زلزله نیزآرزو می کنیم با توجه به تجربیات زلزله های گذشته ایران ، با حذف نقش کودکان در بحث نجات ، از آنها، تنها بخواهیم پس از پناه گیری مناسب ، با ارامش و با رعایت نکات ایمنی از کلاسهای درسشان خارج و در نقاط امنی که از قبل در حیاط مدرسه برایشان در نظر گرفته شده تجمع کنند، تا نیروهای امدادی و انتظامی و همسایه ها به کمکشان بیایند.

قطعا هیچ مدرس اوار برداری به خود اجازه نمی دهد که به دانش آموزی که از ساختمان آسیب دیده از زلزله خارج شده است تکلیف نماید که برای نجات جان دانش اموز یا معلم آسیب دیده و محبوس به ساختمان اسیب دیده بازگردد . این مسئولیت برعهده گروه های اوار برداری است که دوره های تخصصی این کار را دیده اند و قادر هستند از جانشان درلحظات پر خطر بعد از زلزله در برابر محبوس شدن در زیر اوار ساختمانهای آسیب دیده محافظت کنند.

در عوض، آموزش مهارتهای اولیه زندگی گروهی، به دانش اموزان بزرگتر برای حمایت از دانش اموزان پایه های پائین تر برای مدت زمانی که کودکان بعد از زلزله باید منتظر رسیدن پدر مادرهایشان بمانند، بسیار مناسبتر خواهد بود . یکی دیگر از مهمترین مهارتهایی که می توان برای برگزاری مانورها به دانش آموزان یاد داد، شیوه امار گیری از خودشان پس از خارج شده از کلاسها می باشد، چرا که این آمارها می تواند برای گروه های که در لحظات نخست برای کمک به مدرسه وارد می شوند برای یافتن تعداد دانش اموزان حادثه دیده و مفقود شده ، بسیار حائز اهمیت باشد .

با آرزوی سلامتی برای تمامی فرزندان کشور عزیزمان ایران

مهندس علیرضا سعیدی

دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

۶ آذر، ۱۳۹۳ | برچسبها: ،