خاطرات زلزله ی ورزقان-سفر اول-روز دوم – قسمت دوم

خاطرات زلزله ی ورزقان-سفر اول-روز دوم – قسمت دوم

در حین بازدید از شهر ورزقان به میوه فروشی برخورد می کنیم که با روحیه مثال زدنی اول صبح میوه ها را از داخل مغازه آسیب دیده خود خارج کرده است و کنار خیابان چیده است و سخت سرگرم مرتب کردن جعبه های میوه خود برای بازار یابی آنهم در روز دوم بعد از زلزله است . دیدن این میوه فروش جدا بر روحیه ما هم تاثیر مثبتی می گذارد.

ابتدا به سراغ دفتر هلال احمر در ورزقان می رویم ساختمان سالم و بدون عیب و نقص از زلزله جان سالم به در برده است اما با کمال تعجب با درب بسته قفل شده آن روبرو می شویم ، از چند نفری که آن اطراف هستند هم می پرسیم اما کسی از دلیل بسته بودن درب هلال احمر خبر ندارد ، همه ما را به فرمانداری ارجاع می دهند و معتقد هستند همه مسئولان آنجا هستند و ما بی خودی به دنبال مسئولان در دفاتر خودشان هستیم . حضور مدیران ارشد در فرمانداری توجیه پذیر است ، احتمال اینکه ستاد مدیریت بحران انجا تشکیل شده باشد بسیار زیاد است اما نبود حتی یک نفر برای پاسخ دادن به مردم در دفتر هلال احمر خیلی دور از ذهن ماست.

به سوی آتش نشانی می رویم ، ساختمان آتش نشانی سالم و سرپا است و این مایه خوشوقتی است اما اینجا هم از مدیر و نیرو های اجرایی خبری نیست ، ساعت نزدییک ده صبح است و امروز روز دوم زلزله است اما نه در هلال احمر و نه در آتش نشانی خبری نیست و این بسیار غیر عادی است.

آتش نشانی شهر ورزقان

به اداره گاز سر می زنیم ، اداره گاز هم سرپا و بر خلاف آتش نشانی و هلال احمر فعال و پر جنب و جوش است ، از مدیران ارشد اینجا هم خبری نیست اما نیروهای اجرایی و مدیران میانی هستند ، با چند نفری هم کلام می شویم ؛ خدا رو شکر از میزان کم اسیبهای وارده به شبکه گاز شهری خبر می دهند و اینکه تنها به تعدادی محدود از علمک گاز شهری در ورزقان ، انهم به جهت تخریب دیوارها اسیب رسیده است.

اداره ی گاز شهر ورزقان

اکنون که همه مدیران ارشد شهر ورزقان در فرمانداری حضور دارند مقصد بعدی ما فرمانداری است قصد داریم در حین خروج از شهر برای بازدید از روستاها به فرمانداری هم سر بزنیم ، در مسیر خروج از شهر آنچه در نظر اول توجه ما را جلب می کند حجم انبوه مردمی است که در برابر فرمانداری اجتماع کرده اند ، برای ورود به فرمانداری تلاش می کنیم ، اما با وجود حجم انبوه مردم و ممانعت گارد ضد شورش که در جلوی درب ایستاده است و از ورود هرکسی ممانعت می کند امکان ورود برای ما میسر نمی شود

با توجه به حضور گارد ضد شورش و جو امنیتی حاکم  بر فضای موجود ، زمان را برای مصاحبه و عکاسی مناسب نمی بینم از دور به عکاسی می پردازیم

تجمع مردم و حضور نیرو های ضد شورش

چند دقیقه بعد ماموری متوجه عکاسی ما می شود و با مهندس سید نژاد به سوی ماشینهایمان حرکت می کنیم تا قبل از اینکه دوربینهایمان را توقیف کنند حرکت کنیم

از ورزقان به سوی سه راهی خواجه راه می افتیم تا به روستاهای مسیر سر بزنیم ساعت تقریبا به یازده صبح نزدیک می شود و ما بی صبرانه به سمت روستا ها میرویم تا ببینیم چه بر سر آنها آمده است.

۲۲ تیر، ۱۳۹۴ | برچسبها: ،