شب دوم زلزله بم یک لوله اصلی در یکی از میادین شهردر مسیر عبور ماشینها شکسته بود و یک بیل مکانیکی در حال خاک برداری محل شکستگی برای تعمییر آن خط لوله بود.
خاکهای برداشت شده بیشتر از آن بود که انتظارش می رفت و از طرفی تربلی که یک بیل مکانیکی زنجیری بزرگ را حمل می کردد در حین چرخیدن بدور همان میدان چرخ های سمت چپش روی خاکهایی که برداشته شده بود گیر کرده بود و تریلی به یک سو کج شده بود و احتمال افتادن بیل از روی ان می رفت و از سوی دیگر جا برای برداشتن خاک وجود نداشت ! کار به سختی گره خورده بود و از سویی همه با مسئولی که دستور خاکبرداری را داده بود در حال دعوا بودند و او را مقصر میدانستند ! همه خسته بودند و ذهن ها قادر به تحلیل مشکل و یافتن راه حل نبود .
بنده خدا مسئولی که مدیریت این بحران را بر عهده داشت آنقدر دچار اضطراب شد که به یکباره از حال رفت .
این گره با درایت یک راننده تریلی پیر باز شد . او به راننده بیلی که چاله را کنده بود گفت بنشیند درون بیلی که بر روی تریلی است و از همان بالای تریلی بیل مکانیکی را از سمت دیگری که بر روی توده خاک کج شده بود از تریلی پایین بیاورد ! به همین سادگی !
یک مدیر بحران باید بتواند درزمان های بحرانی بر استرس خود مسلط باشد . این بدان معنی است که او قادر باشد در حین تحلیل بحران از کمند اضطراب خود را رهایی دهد و با نگاهی کل نگر به موضوع نگاه کند .
برای اینکار یکی از روشهای بسیار مفید استفاده از تمریناتی است که موجب می شود که ذهن بتواند در آن واحد به چند موضوع بپردازد و تصمیم گیری کند بدون آنکه دچار اضطراب شود . این تمرینات که بر پایه هوش هیجانی طراحی و تمرین می شوند مدیر بحران را قادر می سازد که در لحظات بحران در کوتاه ترین زمان تصمیم بگیرد .
در ضمن باید این نکته را هم اضافه کنم که مدیریت بحران نیازمند دارای بودن استعداد های ذاتی نیز هست و نمی توان این موضوع را به هیچ کتمان نمود
مهندس علیرضا سعیدی