اردوی اموزشی زنده ماندن در سرما و زندگی گروهی
اردوی زندگی در شرایط سخت / زنده ماندن در سرما کلاس D
این اردوی دو روزه با هدف تجربه سرمای صفر درجه در یک منطقه کوهستانی طراحی گردید
در این اردو دو روزه شش عضو تیم نجات دوره اول یک شب سرما صفر درجه را در حالی تجربه کردند که لباس محدودی به همراه داشتند و دو نفر از اعضاء شان به شدت بیمار بودند .
گزارشی که ملاحظه می کنید برگرفته از شش گزارش تهیه شده توسط شش عضو گروه دوره اول است که به شما جهت آشنایی با انچه تجربه کرده اند کمک می کند
مهندس علیرضا سعیدی
امير حسين افسردیر
گزارش من از اين سفر چندان جالب نخواهد بود
ولي مي تونم اين رو فقط بگم كه معني يك گروه را تازه دارم متوجه مي شم
من به علت سر ماخوردگي بعد از رسيدن به محل به شدت سردم شده بود و اين مسئله باعث شد تا در نگهباني شبانه به هيچ عنوان نتوانم شركت كنم و تمام هم گروهي ها جور يك نفر كمتر رو كشيدند . از خود گذشتگي در مقابل گروه رو در اين سفر فهميدم و اين تاثير مثبتي بود كه گروه روي من گذاشت و باعث شد اين درس رو بگيرم كه من هم بايد متقابلا همين كار رو انجام بدم ( البته در آينده ) نقش من در گروه اين بار به علت اين مشكل فقط به صورت كسي بود كه احتياج به حمايت داشت و كاري از دستش بر نمي يومد و اين مساله باعث شناخت بيشتر دوستان هم گروهيم شد كه بدون هيچ چشم داشتي ( كه متاسفانه در جامعه الان ما اين طور نيست ) از من حمايت كردند . فكر مي كنم به اين ترتيب كم كم دارم با معني گروه و دسته آشنا مي شم كه هميشه هم تو گروها اين شعار رايجه كه همه براي يكي و يكي براي همه .
فراز یقین
یک گروه هفت نفری قطعاً نقش و تاثیر قابل توجهی نسبت به تک تک اعضا را دارد، مثلاً با توجه به اینکه بنده نه شام و نه نهار درست حسابی خورده بودم و بسیار گرسنه بودم، تصمیم گروه برای خوردن غذا و حمایت آقای علیانی در دادن بیشتر سهم غذای خودش به من، یادگیری از مهارت ها، تجارب و اطلاعات دیگر اعضای گروه، استفاده از وسایل شخصی اعضای دیگر گروه (خوابیدن در کیسه خواب آقای علیانی)، در هنگامی که می خواستم نظرم را بیان کنم ، فکر می کردم که نمی توانم منظورم را به دیگر اعضای گروه برسانم و این موجب کم حرفی من می شد، از طرفی درگیری ذهنی من در این سفر باعث شد تا کمتر مزاح و شوخی کنم ولی اکثر اعضای گروه در این مورد خیلی خوب بودند.
پرویز جدید
به نظر من كل اين مجموعه سعي بر اين دارد كه نقصها و نقاط ضعف و كاستيهاي ما را در يك زندگي گروهي شناسايي و درصدد رفع آن برآيد تا براي هدفي بسيار بزرگ در آينده آماده و مهيا شويم.
فراگيري مهارتها؛ ابزارهايي است كه در آينده چه در شرايط سخت و چه در يك پيكنيك كوچك، به كارمان خواهد آمد اما از همه مهمتر خود اين سفرها و در كنارهم بودنها و انضباط حاكم بر اين شرايط آموزشي ميباشد كه مسئلهاي جدا از خود مهارتهاي و تكنيكهاي زندگي در شرايط سخت ميباشد.
در جايي از طرف مربي اين مطلب گوشزد شد كه قرار بر اين است كه ما به جايي برسيم كه بر فرض همه ميدانيم كه در جيب جلوي كولهپشتيمان چه وسيلهاي داريم و از آن چه استفادههايي ميتوانيم انجام دهيم. يا اگر در شب در جايي قرار بر ماندن شد، كاملا بدانيم كه چه كار بايد انجام دهيم و چه وسايلي براي شبماني در يك شب سرد را بايد مهيا كنيم. اين مطالب حتي در حد همان گفتن براي من لذتبخش و برجسته است چه رسد به اجراي آن.
کاوه علیانی
راستش دیگه الان می دونم نه از نقش و تاثیری آگاهم و نه از چیز برجسته ای ! برای من دیگه حالا کل اون سفر همش برجسته است . جزء برجسته ترین خاطرات زندگیمه . راستش من دیگه انگار فقط می تونم بگم نمی دونم . هیچی رو نمی دونم . اما الان آماده ام که بشنوم . دوست دارم بقیه به من بگن که یاد بگیرم . بفهمم و باور کنم .
یه چیز دیگه هم بود . اون اینکه قبل از نوشتن گزارش همش به این فکر می کردم که احتمالا همه می گن نمی دونن تاثیرشون روی گروه چی بوده . می خواستم من حتما نگم نمی دونم . اما حالا این نمی دونم واسه من خیلی قشنگه . دلم میخواد همه بگن تا من هم بدونم .
نويد ایل بیگی
انسان با هر سفر به كوله بار تجربيات خود ميافزايد چه رسد به سفرهاي آموزشي موج پيشرو.
با اجازهي شما ميخواستم به مهمترين درسي كه در اين سفر آموختم اشاره كنم ( رئيس باش اما رياست نكن )
وقتي هنگام انتخاب پست ها براي نگهباني رسيد مربي هم براي انتخاب پست داوطلب شد كه با محسن پاس 3 (4 – 6) را برداشتند ولي مربي مجبور شدند به خاطر يكي از دوستان از وقت استراحت خود بزنند و با اين دوست عزيز كه دچار ناراحتي شده بود در پاس دوم(2 – 4) مراقب او و اردوگاه باشند و من آموختم يك مربي همان طور كه بايد با دانش و تجربيات خود گروه را رهبري كند همانگونه هم بايد مانند يك دوست پا به پاي گروه خود مشكلات را هموار كند.
محسن یحیایی
همكاري و مشاركتي كه افراد گروه با هم داشتند به كل گروه كمك ميكرد و از طرفي به بالا بردن روحيه جمعي وتقويت مهارت هاي فردي هم كمك ميكرد.اما من به خاطر ضعف جسماني كه احساس ميكردم نقشم رو بسيار كم رنگ و يه جورايي از گروه جدا ميبينم. البته اين بار يه مقدار بهتر بود و فهميدم كه كارهايي هم هست كه من ازشون بربيام.
© کپی رایت توسط : موج پیشرو (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .