لحظات پاياني زندگي يك انسان داراي آنچنان حس عجيبي است كه كلمات از شرح آن ناتوان هستند . اغلب كساني كه در مباحث نجات كار مي كنند خاطره اي از چنين لحظاتي را در كارنامه خود دارند . برخلاف آنچه در فيلم ها نشان مي دهند اغلب مرگ به سرعت روي نميدهد اين موضوع حتي براي كساني كه دچار قطع عضو شده اند و داراي خونريزي شديد هستند نيز بصورت لحظه اي نيست . اما انچه كه هميشه در چنين لحظاتي با حضور خود از نجات جان مصدوم جلوگيري ميكند ترس است .
بگذاريد از خاطرات خودم بگويم
در بازگشت از بازديد از مناطق زلزله زده لرستان در اتوبان قم با صحنه اي دلخراش روبرو شدم كودكي چهار ساله در حادثه تصادف از داخل ماشين به بيرون پرت شده بود و از ناحيه گردن دچار خونريزي شده بود . زماني كه به بالاي سر كودك رسيدم كودك فوت كرده بود اما نكته بسيار عجيبي كه شاهد آن بودم رفتار عجيب كساني بود كه در زمان مرگ كودك در محل حضور داشتند . هيچكس براي جلوگيري از خونريزي اقدامي نكرده بود . كافي بود يك نفر تنها با گذاشتن كف دست بر روي رگي كه دچار پارگي شده بود از مرگ كودك جلوگيري كند . اما همه آنهايي كه از ماشين هاي خود پياده شده بودند دور كودك و پدرش كه او هم شوكه شده بود جمع شده بودند .
اين نكته علاوه بر اينكه به بحث عدم مهارت عموم مردم در بحث امداد و نجات باز مي گردد از سوي ديگر به نكته اي مهم نيز مرتبط است و آن ترس عجيبي است كه لحظات پاياني زندگي هر انسان براي ديگران ايجاد ميكند . ترسي كه از شما شجاعت و قدرت انجام رفتار صحيح و لازم را براي نجات جان مصدوم را مي گيرد .
اغلب مواقع شاهد بوده ام كه در زمان حادثه حتي امداد گران و تكنسين هاي اورژانس نيز دچار چنين شوكي شده و نتوانسته اند به درستي عمل كنند خصوصا اگر حادثه منجر به قطع عضو يا خونريزي هاي شديد شده باشد .
اما چه بايد كرد ؟
اگر شما در مسير رسيدن به جايگاه يك امداد گر يا نجات گر حرفه اي هستيد لازم است كه با حضور در بخش هاي اورژانس از نزديك با مقوله مرگ و سوانح خاصي كه شرح ان رفت آنچنان آشنا شويد كه در لحظات بحراني ترس از مرگ نتواند بر شما تاثير بگذارد اما اگر شما تناه يك امداد گر يا نجات گر اماتور هستيد و تنها دوره هاي مقدماتي را ديده ايد تنها توصيه من به شما فرو رفتن در پوششي ايمن است با نام حس وظيفه ! شما بايد چنان خود را مسئول بدانيد كه در زمان رويارويي با حادثه تنها به وظيفه خود فكر كنيد كه نجات جان مصدوم است و به ذهن خود اين اجازه را ندهيد كه در خصوص وخامت وضعيت مصدوم و توانمنديهاي شما متمركز شود . شما به وظيفه خودتان عمل مي كنيد هر چند كه براي اينكار بي تجربه يا مبتدي باشيد و فراموش نكنيد كه همواره به خودتان در چنين لحظاتي بگوييد من وسيله اي هستم در دستان خداوند كه جان اين انسان را از مرگ نجات دهد . مراحل نجات را مسلسل وار و بدون انكه وخامت حال بيمار بتواند در روحيه شما تاثير بگذارد طي نموده و در صورتي كه دچار ضعف و يا حال تهوع شديد با بستن چند لحظه اي چشمانتان به خودتان ياد آور شويد كه تنها چند ثانيه ديگر تا نجات جان مصدوم براي شما باقي است و شما تا انتهاي كار فاصله اندكي داريد .
در پايان هم يك توصيه شخصي هم براي نوآموزان نجات دارم ! اول تثبيت شرايط بعد هر كار ديگر !! اگر شما مصدوم را به جاي امني منتقل نكرده و علائم حياتي مجروح را ثابت نكرده باشيد هر كار ديگري مي تواند به وخامت حال او كمك كند نه به نجات جان او .
مهندس عليرضا سعيدي
© کپی رایت توسط : موج پیشرو (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .